بيماري بي اشتهايي عصبي (anorexia nervosa) از امراض حاد و بسيار جدي است كه در صورت عدم درمان موجب افسردگي شديد و انزوا مي شود.
· بيماري بي اشتهايي عصبي، لاغري مفرط با ريشه ي رواني است كه به شكل هاي مختلف تظاهر مي يابد و با ترس وسواسي از افزايش وزن مشخص مي شود.
· افراد مبتلا به بي اشتهايي عصبي از طريق گرسنه ماندن ارادي، رفتارهايي موسوم به ((پاكسازي مزاج)) )، ورزش بيش از حد يا ساير اقدامات مخصوص كنترل وزن (مانند مصرف قرص هاي رژيمي يا داروهاي مدر) مبادرت به كاهش وزن خود مي نمايند.
· اگرچه بي اشتهايي عصبي عمدتاً در دختران نوجوان ديده مي شود، حدود 10% بيماران از جنس مذكر هستند.
· بي اشتهايي عصبي با بي اشتهايي (كاهش اشتها) ي ناشي از ساير علل تفاوت دارد.
پر خوري (بوليمي) عصبي (bulimia nervosa)
اختلالي است كه در ارتباط با بي اشتهايي عصبي ايجاد مي شود.
· معمولاً بي اشتهايي عصبي به وسيله ي روان شناس باليني، روان پزشك سا ساير متخصصان مرتبط تشخيص داده مي شود.
· علايم بي اشتهايي عصبي عبارتند از: عدم پذيرش بيمار براي حفظ بدن خود در حد طبيعي يا بالاتر از آن (به طور متناسب با قد و وزن)؛ يا عدم افزايش در حد مورد انتظار در دوران رشد كه منجر به كاهش وزن بدن به ميزان كمتر از 85% مورد انتظار مي شود؛ ترس شديد از افزايش وزن يا چاق شدن؛ تاثير بيش از حد و غير ضروري موضوع وزن يا ظاهر بدن بر ارزيابي از خود، يا انكار جديت موضوع كاهش وزن كنوني؛ و فقدان حداقل 3 دوره ي قاعدگي (آمنوره) به طور متوالي در زناني كه هنوز به يائسگي نرسيده اند.
· دو نوع براي بي اشتهايي عصبي ذكر شده است كه عبارتند از : 1. نوع محدود كننده كه در آن، در طول دوره ي جاري بي اشتهايي عصبي، فرد مبتلا به طور منظم دچار رفتار ((پرخوري)) يا ((پاكسازي مزاج)) (شامل استفراق عمدي، ورزش بيش از حد يا سوء مصرف مسهل ها، تركيبات مدر يا تنقيه هاي مكرر) نيست؛ و 2. نوع همراه با دوره هاي منظم ((پرخوري)) يا ((پاكسازي مزاج)).
· بي اشتهايي عصبي با كاهش جريان خون لوب هاي گيجگاهي (تمپورال) ارتباط دارد.
· كاهش وزن شديد؛ عدم رشد؛ اختلال غدد درون ريز كه منجر به قطع قاعدگي (آمنوره) در دختران مي شود؛ كاهش ميل جنسي، ناتواني جنسي در بيماران مذكر؛ نشانه هاي گرسنگي طولاني (مانند كاهش متابوليسم، كاهش ضربان قلب، پايين بودن فشار خون و دماي بدن و كم خوني)؛
اختلالات مواد معدني و الكتروليت هاي بدن؛ نازك بودن موها؛ رشد موهاي كرك مانند (lanugo) بر روي بدن؛ احساس سرماي دايمي؛ كمبود روي؛ كاهش تعداد گلبولهاي سفيد خون؛ كاهش عملكرد سيستم ايمني بدن؛ رنگ پريدگي؛ فرورفتگي چشم ها؛ وجود صدا در استخوان ها و مفاصل؛ تجمع چربي در مچ پاها در طول روز و اطراف چشم ها در طول شب؛ پوسيدگي دندان ها؛ يبوست؛ خشكي پوست؛ خشكي يا ترك خوردگي لب ها؛
گردش خون ضعيف (كه منجر به حملات گزگز اندام ها و ارغواني رنگ شدن آنها مي شود)؛ آسيب عصبي در موارد كاهش وزن مفرط (كه منجر به اشكال در حركت دادن پاها مي شود)؛ سر درد؛ شكنندگي ناخن ها؛ كبود شدن سريع نقاط مختلف بدن؛ ظاهر شكننده و ظريف؛ و آهسته شدن رشد پستان ها از علايم بي اشتهايي عصبي به شمار مي آيند.
· عوارض عصبي ناشي از بي اشتهايي عصبي عبارتند از:
الر تصور ذهني از بدن
خود؛كاهش بصيرت؛بزرگ يا حتي انحصاري انگاشتن
شكل ذهني از بدن و وزن بدن؛كمال گرايي اختلال
وسواسي جبري وجود افكار وسواسي يا اشغال ذهني درباره ي موضوع غذا و
وزن؛ وجود اين باور كه
كنترل بر غذا بدن مترادف با تحت
كنترل در آوردن زندگي است؛عدم پذيرش بيمار درباره ي
اين موضوع كه كمبود وزن شديد وي مي تواند خطرناك و كشنده باشد؛عدم پذيرش اين موضوع كه وزن
فرد طبيعي يا سالم است.
· عوارض عاطفي بي اشتهايي عصبي عبارتند از : اعتماد به نفس پايين و عدم كفايت؛ هراس از افزايش وزن؛ افسردگي باليني يا خلق پايين مزمن؛ نوسانات خلق و خو.
· مشكلات رفتاري بي اشتهايي عصبي عبارتند از:
· انجام ورزش شديد و محدوديت هاي غذايي شديد؛ پنهان كاري در زمينه ي غذا خوردن يا ورزش كردن؛غش؛ آسيب رساندن به خود؛ سوء مصرف مواد يا تلاش براي خودكشي؛ بسيار حساسيت در زمينه مراجع مربوط به وزن بدن؛ داشتن حالت تهاجمي در برابر خوردن غذاهايي كه از نظر بيمار ((ممنوع)) تلقي مي شوند. بعضي از بيماران با خوردن غذا احساس گناه مي كنند.
· شواهد حكايت از آن دارند كه عوامل ژنتيكي منجر به بروز 50% از اختلالات غذا خوردن مي شوند و بي اشتهايي عصبي از نظر ژنتيكي با افسردگي باليني سهيم است. اين شواهد نشان مي دهند كه ژن ها بر تنظيم غذا خوردن تاثير مي گذارند و شخصيت و عواطف از عوامل مهم ايجاد كننده بي اشتهايي عصبي هستند.
· ارتباط هاي پر قدرتي ميان انتقال دهنده ي عصبي (نوروترانسميتر) موسوم به سروتونين و نشانه هاي روان شناختي مختلف مانند خلق، خواب، استفراغ، مشكلات جنسي و اشتها وجود دارد.
· کمبود روی موجب کاهش اشتها می شود که میتواند به بی اشتهایی عصبی،اختلالات اشتها بیانجامد.از سال1979،استفاده از روی برای درمان بی اشتهایی عصبی آغاز شده است.
· به نظر می رسد بی اشتهایی عصبی از احساس چاق بودن وجذاب نبودن منشاء میگیرد واز طریق سوگیری های شناختی مختلف حفظ می شود.این سوگیری ها،چگونگی ارزیابی وافکار فرد درمورد بدن خود،غذا وخوردن غذا راتغییر می دهند.
· به نظر می رسد درمیان اختلالات روانی،بیماری بی اشتهایی عصبی بیش از همه منجر به مرگ می شود.تقریبا6% از افرادی که بی اشتهایی عصبی درآنها تشخیص داده شده است دراثر علل مرتبط با آن جان خود را از دست می دهند.میزان خودکشی در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی نیز بالاتر از میزان آن درجوامع عمومی است.تمایل یا اقدام به خودکشی نشانه پیشرفت شدید بیماری است.
· در بی اشتهایی عصبی شدید،نخستین اقدام درمانی،بستری کردن بیمار در بیمارستان است ولی دراکثر موارد،افراد مبتلا به این بیماری به طور سرپایی،تحت نظر پزشک روان پزشک،روان شناسی بالینی وپزشکان سایر رشته های مرتبط درمان می شوند.
· روان درمانی برای درمان بیماری بی اشتهایی عصبی موثر استومی تواند منجر به افزایش وزن،بازگشت دوره های عادت ماهیانه درجنس مونث،وبهبود عملکرد روانی واجتماعی شود.
· تجویز روزانه 14 میلی گرم روی یه عنوان درمان روتین بی اشتهایی عصبی توصیه می شود زیرا مشاهده شده که باشروع درمان مزبور،وزن بیمار دو برابر می شود.به نظر می رسد مکانیسم اثر روی،افزایش کارایی انتقال عصبی در بخش های مختلف مغز است.
شاخص تودهی بدن متناسب با گروه سنی
· وزن ایده آل به عوامل زیادی بستگی دارد که یکی از مهم ترین آنها،«سن»
است.به طور طبیعی با افزایش سن،میزان چربی ذخیرهای بدن بالا میرود و BMIازدیاد می یابد.در جدول زیر،BMIمتناسب باگروه سنی نشان داده شده است:
BMI | گروه سنی |
22 | 24-19 |
23 | 34-25 |
24 | 44-35 |
25 | 54-45 |
26 | 64-55 |
27 | 65 به بالا |
· تعداد زیادی از افراد لاغر،BMI متناسبی دارند وتنها، از ظاهری باریک برخوردار هستند.
نکته
· در افراد بسیار لاغر،به دلیل ضعیف تربودن دستگاه ایمنی،احتمال بروز عوارض جراحی،بیشتر ومدت زمان لازم برای بهبود بیماری ها،طولانی تر است.تودهی عضلانی کمتر،رشد موی کمتر وضعیف تربودن ساختار دندان ها وپوست در این افراد دیده می شوند.
· اختلال در تنظیم هرمون ها وحفظ سلامت استخوان ها از عوارض موجود در افراد بسیار لاغر به شمار می آیند.
نويسنده دكتر ليلا بيدكي