تغذیه برای مقابله با سکته مغزی

ویتامین هایی که با سکته مغزی مقابله می کنند

مغز
محققان تاکید دارند که قبل از مصرف هر نوع مکملی باید با پزشک معالج خود مشورت کنید.

جدیدترین مطالعات دانشمندان چینی نشان می دهد که مصرف ویتامین های گروه B از خطر ابتلا به سکته مغزی جلوگیری می کند.

پیش از این اعلام شده بود که بیشتر ویتامین های گروه B در سلامت پوست و مو نقش مهمی دارند؛ اما به جز مادران آینده که برای جبران کمبود ویتامین B9 یا همان اسید فولیک در ماه های نخست بارداری این ویتامین به آنها تجویز می شود، غالبا فراموش می کنیم که برخی ویتامین های این گروه برای تقویت سیستم ایمنی بدن لازم هستند.

تازه ترین مطالعات دانشمندان دانشگاه ژنگژوی در چین نشان می دهد ویتامین های گروه B برای تشکیل سلول های خونی ضروری هستند و به این ترتیب می توانند تا 7 درصد از خطر ابتلا به سکته مغزی پیشگیری کنند. در این تحقیق، دانشمندان 55 هزار نفر را به مدت 6 ماه تحت نظر گرفتند. نیمی از این افراد در این مدت مکمل های ویتامین B و بقیه نیز دارونما مصرف کردند.

در این مدت در مجموع 2471 مورد سکته مغزی ثبت شد که نشان می دهد افرادی که ویتامین B مصرف می کردند نسبت به افرادی که دارونما مصرف می کردند، هفت درصد کمتر در معرض خطر سکته مغزی قرار دارند.

با این حال محققان تاکید دارند که قبل از مصرف هر نوع مکملی باید با پزشک معالج خود مشورت کنید.از  ویتامین های B مواد مغذی مهم برای بدن هستند و در مواد غذایی مختلفی از جمله غلات سبوس دار، سیب زمینی، موز، لوبیا و عدس یافت می شوند.


سکته مغزی و درمان آن


سکته مغزی آسیب عصبی حاد ناشی از اختلال خونرسانی به قسمتی از بافت مغز که ناشی از انسداد رگ مغزی به وسیله یک لخته خونی و یا پارگی یکی از عروق تغذیه کننده آن قسمت بافت مغز می‌باشد.
به بیان دیگر اگر خونرسانی به قسمتی از مغز دچار اختلال شده و متوقف گردد٬این قسمت از مغز دیگر نمی‌تواند عملکرد طبیعی خود را داشته باشد.این وضعیت را اصطلاحاً سکته مغزی می‌نامند.سکته مغزی می‌تواند به عللی مانند بسته شدن یا پاره شدن یکی از رگ‌های خون رسان مغز ایجاد شود.

 علت سكته مغزی

از جمله عوامل خطرساز سكته مغزی در درجه اول سن بیمار است. یعنی این كه با بالا رفتن سن به علت پیری رگ‌های مغز، خطر سكته مغزی بسیار بیشتر از دوره جوانی می‌شود. عوامل دیگر موثر در افزایش ریسك سكته مغزی با بالارفتن سن شامل چربی و فشار خون بالا، بیماری‌های قلبی، بیماری‌های ارثی، سیگار، چاقی و... می‌شود.

علائم سکته مغزی

  • بی‌حسی با ضعف صورت، دست یا پا (به خصوص در یک طرف بدن).
  • اغتشاش شعور ناگهانی، اشکال در صحبت کردن یا درک گفتار.
  • اشکال ناگهانی در بینایی در یک یا دو چشم.
  • اشکال ناگهانی در راه‌رفتن، سرگیجه یا از دست رفتن تعادل یا هماهنگی عضلات.
  • سردرد شدید ناگهانی بدون علت مشخص.

فيزيوتراپي راه درمان سکته مغزی

سكته مغزي مي‌تواند باعث ضعف يا فلج نيمي از بدن و مشكلات تعادل شود. فيزيوتراپي كمك مي‌كند كه تا حد ممكن كنترل ماهيچه‌ها و حركت فرد به حالت عادي بازگردد.
فيزيوتراپي خيلي زود به دنبال سكته مغزي در منزل يا بيمارستان آغاز مي‌شود. اگر فرد توانايي جابه‌جايي نداشته باشد، فيزيوتراپ از وضعيت مناسب آنها در تخت اطمينان حاصل مي‌كند و وضعيت آنها را به طور منظم تغيير مي‌دهد تا از خشك شدن ماهيچه‌ها و مفاصل جلوگيري كند. اگر فردي كه دچار سكته مغزي شده است نمي‌تواند روي تخت يا صندلي بنشيند فيزيوتراپ به او كمك مي‌كند تا تعادل خود را حفظ كند. پس از اين مرحله شخص مي‌تواند با كمك بايستد و به آرامي راه برود.


منبع: فیزیوتراپی و جام جم

درمان و توانبخشی سکته مغزی

سکته مغزی(تصادف عروق مغزی یا حمله مغزی ) هنگامی رخ می دهد که بخشی از مغز آسیب دیده و یا
نابود گردد که دلیل آن محروم شدن آن قسمت از خون است.

انوع اصلی از سکته مغزی 

سکته مغزی ایسکمیک و سکته مغزی هموروژیک .

سکته مغزی ایسکمیک:

شایع ترین نوع سکته مغزی است و براثر انسداد عروق خونی مغز ایجاد می شود. این ممکن است به علت سخت شدن و تنگ شدن شریان ها (تصلب شرایین) و یا توسط یک لخته خون و مسدود کردن رگ های خونی باشد.

یک نوع از سکته مغزی، سکته مغزی ترومبوتیک است که توسط یک لخته خون (ترومبوز) در یکی از شریانهای سر و یا گردن، که به شدت جریان خون را کاهش می دهد ایجاد می شود. ترومبوز ممکن است ناشی از رسوب چربی در رگهای خونی (پلاک ها) باشد.

نوع دیگری از سکته مغزی ایسکمیک سکته مغزی آمبولیک (یا آمبولی مغزی)، ناشی از وقتی است که یک لخته خون در نقاط دیگر بدن (برای مثال، اتاق های قلب) تشکیل می شود و از طریق سیستم گردش خون به مغز میرسد. لخته آمبولی نامیده می شود.

سکته مغزی هموروژیک:

شدید ترین نوع سکته مغزی سکته مغزی هموروژیک است. این نوع سکته هنگامی رخ می دهد که یک رگ خونی در مغز بترکد، خون تراوش می کند و موجب آسیب به ناحیه ای از مغز می شود.

2 نوع سکته مغزی هموروژیک وجود دارد: خونریزی زیر عنکبوتیه، که در فضای اطراف مغز رخ می دهد و نوع شایع تر خونریزی داخل مغزی است که شامل خونریزی در داخل بافت مغز به خودی خود است .

علائم سکته معمولا به طور ناگهانی ظاهر می شود. در ابتدا فرد ممکن است احساس بی حالی ورنگ پریدگی داشته باشد،یا از یک سردرد ناگهانی شکایت کند.ممکن است بی حسی ناگهانی در چهره یا اندام خود به خصوص در یک پای خود داشته باشد.از علائم دیگر اشتباه و مشکل در صحبت کردن یا درک آنچه که به آنها گفته می شود، مشکلات بینایی ، مشکل در راه رفتن یا حفظ تعادل خود یا از دست دادن هوشیاری است .

بسیار مهم است که دکتر شما را بلافاصله پس از علائم هشدار دهنده سکته مغزی معاینه کند. پزشک شما تعیین می کند که آیا یک سکته مغزی، سکته مغزی کوچک و یا یکی دیگر از وضعیت پزشکی با علائم مشابه رخ داده است مانند تشنج یا میگرن.

عوامل خطرساز برای سکته مغزی

در سنین بالا بیشتر خطر ابتلا به سکته مغزی وجود دارد با این حال، تعداد قابل توجهی از افراد جوان و میانسال مبتلا به سکته مغزی می شوند. مردان نیز بیشتر احتمال ابتلا به سکته مغزی دارند.

افراد دیابتی ،سیگاری و کسانی که مشروبات الکلی مصرف می کنند افراد چاق نیز بیشتر در معرض ابتلا به سکته مغزی قرار دارند.

جلوگیری از سکته مغزی

به طور منظم برای چک فشار خون و قند خون به پزشک مراجعه کنید.

قطع سیگار و مصرف الکل.

ورزش منظم
یک رژیم غذایی سالم
کنترل کلسترول خون

در موارد سکته مغزی ایسکمیک، دادن آسپرین برای کاهش خطر مرگ و یا سکته مغزی دوم.

درمان سکته مغزی

بسته به نوع و علت سکته مغزی، داروهای ضد انعقاد خون (رقیق کننده های خون) برای کمک به جلوگیری از لخته شدن خون جدید به منظور جلوگیری از سکته مغزی در آینده ممکن است تجویز شود.

مثالها عبارتند از: آسپرین، آسپرین به اضافه دی پیریدامول و وارفارین وهپارین.

توانبخشی پس از سکته مغزی بستگی به عوامل بسیاری، از جمله میزان صدمه به مغز،مهارت تیم توانبخشی و حمایت خانواده و دوستان دارد.

به عنوان یک نتیجه از پیشرفت در درمان و توانبخشی، بسیاری از مردم که تا به حال سکته مغزی کرده اند قادر به زندگی کاملاً مستقل هستند. برای برخی، بهبود تنها چند هفته طول می کشد در حالی که برای دیگران ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد.

توانبخشی ممکن است از انواع مختلف درمان تشکیل شود ازجمله :

فیزیوتراپی برای بهبود کنترل عضلات، هماهنگی و تعادل؛
گفتار درمانی برای آموزش مجدد عضلات صورت و زبان، و کمک به اختلالات غذا خوردن و بلع و کاردرمانی برای بهبود هماهنگی دست وچشم
 و مهارت های مورد نیاز برای انجام وظایف روزمره زندگی، از جمله حمام و پخت و پز است.

کاردرمانی سکته مغزی

بازگرداندن حس از دست رفته در عضلات مبتلا

جلوگیری از سفتی و کاهش دامنه حرکتی

بازگرداندن دامنه حرکتی و قدرت عضلانی از دست رفته

بازگرداندن تواناییهای از دست رفته مانند توانایی راه رفتن ،شانه کردن موها،استفاده از قاشق و چنگال و غذا خوردن،استفاده از فنجان،حمام کردن.

افزایش تعادل در راه رفتن ودر نهایت بازگرداندن فرد مبتلا به زندگی روزمره.


توانبخشی سکته مغزی

تحريك مغناطيسي مغز TMS 

این تکنولوژی و  روش جدید این امکان را خواهد داد تا بتوان نسل جدیدی از کشف ها و نظریه ها در مورد ساختار و عملکرد فرآیند های شناختی و حسی به عرصه ی علمی معرفی شود  .
البته در صورتی می توان چنین انتظاری از آن داشت که بتوان مدل های معقولی را تولید کرد که بتوانند استفاده از TMS را امتحان کنند . توماس کوهن ، روشنفکر عرصه ی فلسفه علم ، گفته است :"به صورت آگاهانه یا غیر آن ، تصمیم گیری برای به کار گرفتن یک دستگاه خاص و استفاده از آن در مسیری خاص این فرض را به همراه دارد که می تواند مسائل مشخصی را بوجود آورد . انتظارات ابزاری و همچنین انتظارات نظری وجود دارند و اینها نقش مهمی در توسعه علم دارند . "
اولین تلاش ها برای درمان بوسله ی خواص مغناطیسی و الکتریکی به زمانی بر میگردد که ولتا و گالوانی دو داشنمند این عرصه در قرن 18، تاثیرات الکتریسیته بر انقباض عضلات قورباغه را مشاهده کردند . این مشاهده ، ایمان در  قدرت الکتریسیته را بالا برد .

در سال 1757 ، فردی به نام لِ روی  در اثر اعمال الکتریسیته به مغز یک فرد کور از مسیر شبکیه ها توانست الکتروفوسفین هایی را بوجود آورد .

در همان سال فونتانا و کالدانی به مغز بعضی مجرمان و لاشه های انسان جریان الکتریکی مستقیمی را عبور داند . نتایج این ازمایشات آنقدر جالب و ترسناک بودند که در سال 1804 این آزمایشات بر روی لاشه های بدون سر ممنوع شد . در سال 1838 ، ماتئوچی ،  واژه ی "جریان عضله ای" را به جای الکتریسیته ی حیوانی، که برای فعالیت های بافت های عضلانی به کار برده می شد ، جایگزین کرد .   ده سال بعد ، بویس-ریموند ارتباط بین الکتریسیته و فعالیت عصبی را نشان داد . دوشن دِ بولوگنی  اولین فردی بود که الکتریسیته را برای مطالعه ی بیماری ها ، برای تشخیص و درمان ، استفاده نمود .

این فرد ، برای اولین بار توانسته بود با اعمال الکتریسیته زنی را که در اثر اتنساق کربن دی اکسید  به کما فرو رفته بود ، به حالت عادی باز گرداند . این مشاهدات جالب قدمی بود برای دگر دانشمندان نظیر گالوانی ( فامیل گالوانی فوق ) که الکترو تراپی را بر روی بیماران روانی و برای زنده کردن مردگان اغاز کنند .
در قرن نوزدهم که فارادی به این نکته پی برد که می توان الکتریسیته و مغناطیس به یکدیگر تبدیل شوند ، آغازی بر استفاده از مغناطیس در حوزه ی علوم طبیعی بود . ولی در ابتدا  کسی اطلاع نداشت که باید از میدان های مغناطیسی متغیر برای این کار استفاده کرد .
در سال 1896 ، در نتیجه ی مطالعاتش بر روی جریان های متناوب ، دِ آرسنوال بوجود آمدن فسفین ها در اثر میدان های مغناطیسی را گزارش کرد . وی نوشت که با اعمال میدان مغناطیسی با شدت 110 ولت ، 30 آپر و فرکانس 42 سیکل بر ثانیه ، اگر به سر متصل باشد میتوان دفسفین ، سرگیجه و و در بعضی افراد بیهوشی را به دنبال داشته باشد .

بدون اطلاع داشتن از فعالیت دِ آرسنوال ،در سال 1910، سیلوانوس فیلیپس تامسون دستگاهی را طراحی کرد که توانست بوسیله ی آن مگنوتوفسفین هایی را در خود القا نماید . وی این طور توصیف می کند :"در هنگامی که در اتاق خاموش یا با چشمان بسته جریان را عبور می دهیم ، نور هایی ، بدون رنگ یا مایل به آبی دیده می شوند ". همچنین بعد از 2 یا 3 دقیقه مزه ای خاص در دهان خود احساس می کرد که امروزه بیماران تحت مداوای  TMS این مزه را در دهان خود احساس می کنند .

براس اثبات گفته های تامسون ،در سال 1911، فردی  به نام نایت دانلپ دز دانشگاه johns Hopkins  تصمیم گرفت آزمایشاتی روی بیماران انجام دهد  . وی سیمپیچی بیضی شکل با 27 دور (ارتفاع 20 سانتیمتر و قطر  25 سانتیمتر) طراحی کرد  که از سقف آویزان می شد و بر روی سر بیمار قرار می گرفت . برای جلوگیری از اثرات روانی اصوات بر روی مغز ، وی بر روی گوش بیمارن گوشی هایی را تعبیه کرد . وی در ابتدا 200 امپر  با فرکانس 60 هرتز از این سیمپیچ ها عبور داد. بعضی از بیماران فسفین هایی را می دیدند وبعضی ها نه . سپس وسایل خود را به نیروگاه برد و در آنجا توانست تحریکات خود را به 480 آمپر و فرکانس 25 هرتز برساند . در این موقعیت تمامی افراد تحریکا را احساس می کردند و بعضی ها حتی می گفتند که تمامی بینایی شان منور شده است . دانلپ این تحریکات را به "مهار یا قوی کردن بعضی از تحریکان بینایی در عصب در لحظه ی تحریک بوسیله ی میدان مغناطیسی " ربط داد ولی نکته ای را به این مسئله افزود که " اینکه این جریانات القایی در مسیر بینایی کورتک اسیپیتال را مستقیما تحریک می کنند یا در ابتدا شبکیه را تحریک می کنند ، مشخص نیست . "
در سال 1911، مگنوسن و استیونز دو سیمپیشچ با مقطع بیضی شکل ساختند . این سیمپیچ ها هم می توانستند به صورت تکی و یا به صورت هم محور با هم استفاده شوند . آنها به این نکته پی یردند که افراد مورد آزمایش در هنگام روشن شدن و خاموش شدن جریان مستقیمی که از سیمپیچ ها عبور می کردند ، میله ای منور افقی را می دیدند که به بالا و پایین حرکت می کرد . آنها در محل تاثیر تحریکات ناکام ماندند .


منبع : دکتردقاق زاده